اهمیت "بازاریابی خدمات" در داخل سازمان
گاهی از مواقع فلسفه وجودی یک واحد سازمانی به مرور زمان فراموش می شود.
این اتفاق برای واحدهای خدماتی در داخل سازمانها بیشتر احتمال وقوع دارد.
این واحد ها در زمانی بر اساس یک نیاز شکل می گیرند و به مرور فعالیت خود را گسترش می دهند و بعد از چند سال کارهایی را در ادامه فعالیت های قبلی خود انجام می دهند که گاهی اوقات فاقد اصلی ترین عامل یعنی مشتری است.
این اتفاق برای واحدهای خدماتی در داخل سازمانها بیشتر احتمال وقوع دارد.
این واحد ها در زمانی بر اساس یک نیاز شکل می گیرند و به مرور فعالیت خود را گسترش می دهند و بعد از چند سال کارهایی را در ادامه فعالیت های قبلی خود انجام می دهند که گاهی اوقات فاقد اصلی ترین عامل یعنی مشتری است.
برای کنترل این که ما در این وضعیت هستیم یا خیر به این سوال باید پاسخ داد که:
سعی و تلاش ما در ارایه کارهایی است که ما قبلا انجام می داده ایم و یا کارهایی که مشتریان داخل سازمانی از ما انتظار دارند؟
در سیستم ها push یا فشاری یک ارایه دهنده خدمت بر اساس درک خود محصول ویا خدمتی را مهیا کرده وسعی در متقاعد کردن دیگران در استفاده از آن دارد.
این پارادیم و یا ذهنیت دهه شصت میلادی در دنیای کسب کار بود.
سعی و تلاش ما در ارایه کارهایی است که ما قبلا انجام می داده ایم و یا کارهایی که مشتریان داخل سازمانی از ما انتظار دارند؟
در سیستم ها push یا فشاری یک ارایه دهنده خدمت بر اساس درک خود محصول ویا خدمتی را مهیا کرده وسعی در متقاعد کردن دیگران در استفاده از آن دارد.
این پارادیم و یا ذهنیت دهه شصت میلادی در دنیای کسب کار بود.
با توجه به پست قبلی در مورد تفاوت فروش وبازاریابی باید دید که واحد های خدماتی در داخل شرکتها مشغول به فروش خدمات هستند یا بازاریابی خدمات.
نظرات
ارسال یک نظر